ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 18 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

روز پسر مامانی...

1390/4/20 12:35
نویسنده : ندا
348 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به جیگرم

دیروز عزیز دلم همه جوره حرکات نرمشی، کششی، کوبشی،پیچشی و سکسکه داشت. طوری که گاهی حس می کردم داره دلم ریش ریش می شه، یه باری هم ترسیدم که نکنه می خوای زودتر بیای و مامان و غافلگیر کنی... برای همین مامانی یکشنبه19 تیرماه 90 و به نام روز پسر مامانی نامگذاری کرد... خیلی زیاد دوست دارم پسر مامانیه من...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (11)

مامان فرشته
20 تیر 90 13:01
سلامممممم عزیز دلممممم
ای جونمممممممم قربونش برم من با این حرکت هاش
چه جالب روز پسر مامان
بوسسسسسس


سلام گلم، ممنونم، خیلی بامزست
مریم مامان پینگیل
20 تیر 90 13:07
روز پسرمامانی بر ابوالفضل عزیز و همه پسر مامانی ها مبارک


مرسی گل خانومی
خاله منا
20 تیر 90 13:41
قربون پسر مامانی که اینقده تو دل مامانی بالا و پایین میره...
خیلی جالبه باید بیشتر به قدرت خدا پی برد اینکه این چنین امواجی بالا میری و پایین میری به قول معروف ورزش می کنی اونم از نوع فوتبال
ابوالفضل جون خیلی دوست دارم یه روزی بزرگ شی و این نوشته ها رو بخونی و این روزها رو تو ذهن خودت تصویر سازی کنی روزهایی که توی جای تنگ و کوچولو زندگی می کردی، روزهایی که از مامان ندایی تغذیه می کردی...
الهی چه بامزه...
خوشحالم از اینکه سونوگرافی دقیقاً ماه دیگه همچین روزی رو یعنی مصادف با تولد خاله منات تاریخ زایمان داده،
ایشاالله که به سلامتی به دنیا بیای
مطمئن باش دیگه چیزی نمونده خوشگل پسمل
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی دوستت داریم خیلی خیلی زیاد
خدا نگهدارت باشه خاله جون


سلام خاله منا، منم خوشحالم که تاریخ تولدم با تو باشه
مامان نگین
20 تیر 90 14:42
سلام مامان ابوالفضل،‌خوش به حالت که به زودی ابوالفضلت می بینی و در آغوشش می گیری. این روزای آخر خیلی مواظب خودت باش. پیشاپیش تولدت پسر گلتو به تو و بابا محسن تبریک میگم.


مرسی خانومم
غزلک*مامان فسقلی*
20 تیر 90 15:55
سلاااااااام، ندا جون چه لحظه های شیرینی رو داری میگذرونی.... چه حس قشنگیه
خیلی احساساتی شدم ، نمیدونم چی بگم



سلام، ممنونم گلم
مامان تربچه
20 تیر 90 17:41
وااااااای جیگر اون تکون خوردنااااااااات


وای فدات شم
خاله مریم جیگر طلا، یار باوفا، خوشگل و بلا
20 تیر 90 17:47
سلااااااااااااااااااام به این پسر شیطون بلا که اینقدر از خودش حرکات آکروباتیک نشون داد که حتی ما هم متوجهش شدیم، گمون کنم که حوصله ش سر رفته و میخواد یه جورایی ابراز وجود کنه، خب حق داره دیگه
خب کوچولو سعی کن که هرچه زودتر بزرگ و بزرگتر بشی تا وقتی اومدی و پا گذشتی توی دنیامون کلی بهت خوش بگذره گوگولی مگولی
مراقب خودت و مامانت باش
بای بای
چشم خاله جون قول می دم که بزرگ بشم
خدا به همراهتون


مامان نسی
20 تیر 90 18:58
عزیز دلم دیگه انتظار داره به آخرش میرسه ودوری فراق به شیرینی وصال ختم میشه دیگه من وشما به روزای آخر داریم میرسیم امیدوارم تمام فرشته های کوجولو صحیح وسالم بیان پیش ماماناشون میبوسمت عزیزم مواظب خودتون باشید


سلام خانومی، امیدوارم که به سلامت و به موقع کوچولوهامون و بغل بگیریم
مامان پارسا جون
21 تیر 90 1:25
ندا جون مطمعا باش از یه چیزی خوشحال بوده که اینقدر ورجه وورجه کرده
روزت مبارک فرشته ی آسمونی


واقعا جالبه و جذابه ، مرسی
مامان ماهان
21 تیر 90 13:36
روزت مبارک پسر مامانی


مرسی مامان ماهانی